ابو طالب حسينى تربتى

110

تزوكات تيمورى ( فارسى )

و امير الامراء وي كه در بدخشانات حاكم بود و بارها به من روبرو شده و شمشيرها زده بود و چون شنيد كه امير حسين بقتل رسيد از سياست من ترسيد و خود را جمع ساخت و اكر من لشكر بكرفتن وي تعين ميكردم لايق نميبود و در كار وي تغافل كردم و كنكاش درين ديدم كه در مجالس و محافل ذكر خير و تعريف شجاعت و مردانكي وي كردم تا آنكه دوستان وي بوي نوشتند كه امير با تو در مقام مرحمت و عنايت است و وي به من عرضه داشت كرده تكيه بر عنايت و مروت من نمود و پناه به من آورد كنكاشي كه در تسخير دار الملك خراسان كردم اين بود كه چون ولايت بلح و حصار شادمان و بدخشانات مسخر من شد و امير حسين مقتول كرديد خبر آن بملك غياث الدين حاكم خراسان رسيد و برخود بلرزيد و در مقام جمعيت سپاه و لشكر درآمد و ميخواست كه خود را استحكام دهد كنكاش خود را درين ديدم كه اهل خراسان را در خواب غفلت اندازم و ازين جهته عنان